تبليغاتX
سیمرغستان
این فصل: فروید
بردمش کافی شاپ و یه خرده زهره ماری به خردش دادم و برای آنکه عذاب وجدان خودم و کم کمک کم  کنم بهش گفتم برای اونکه باور کنی داری خوب خوب می شی، فکر کن تا تولدت بیشتر زنده نیستی، پس یالا، بجنب، زندگی کن ...

.

.

.

.

.

تولدش ۳ روز دیگست   (من یادم نبود هنوز روانشناسی نخوندم)

.

.

.

از هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم (اینو جدی می گما)

عنوان
قبلا ۲ بار مدل احمقانه وبلاگ نویسی رو امتحان کردم یه بار برای اون، یه بار برای این. این بار تصمیم نه چندان قطعی گرفتم که فقط محض خاطر خودم بنویسم ( لازم به یاد آوریست هر ۲ بار گذشته هم در شروع چنین قصدی داشتم، که با گذشت زمان و دلسوزی احمقانه من ... بگذریم)، و چون خیلی خاطر خودم و نمی خوام اراجیف نویسی موضوع کلی این وبلاگه ...

شنیدم در عوالم وبلاگ نویسی داشتن comment از بزرگان غنیمتی است منم پست اولم رو بی آنکه دلخوشکی بهش داشته باشم نگه داشتم برای روز مبادا ...

کپي رايت :نقل تمام يا بخشی از مطالب تنها با كسب اجازه از نويسنده مجاز است. تقلید از طرح قالب وبلاگ ممنوع است.

Designed by: yek7om | Powered by: blogfa | Translate for blogfa : ITblog